معرفی کتاب: تشیع و قدرت در ایران

تشیع و قدرت در ایران، دکتر بهزاد کشاورزی، 1372(1)، خاوران
کتاب تشیع و قدرت سیر تحولات جنبش مذهبی شیعه در ایران از بدو آن تا امروز می باشد. آنگونه که این کتاب (و البته بسیاری دیگر از مستندات تاریخی) ارائه می کند شیعه در ایران از زمان جکومت صفویان به قدرت می رسد. پیش از حکومت صفویان در ایران مذهب رایج و حاکم در ایران مذهب اهل سنت می باشد. اما با ورود صفویان به ایران در حالیکه بسیاری حتی خود شیخ صفی الدین اردبیلی بنیانگذار این سلسله را فردی سنی مذهب می دانند، صفویان با توجه به حمایت قزلباشان که نقش مهمی در قدرت گیری این گروه دارند و خود پایبند تشیع هستند در طول یک پروسه تاریخی و به قدرت رسیدن شاه اسماعیل اول مذهب شیعه را مذهب رسمی کشور می کنند و نقطه عطف مهمی را در تاریخ این سرزمین ایجاد می کنند. صفویان در کنار این موضوع که خود جایگاهی مقدس برای خود قائل می شوند که به دلیل پیشینه صوفی گرایانه آنان است برای علما شیعه جایگاهی عظیم قائل می شوند و بدین رو پیوند مذهب و حاکمیت را استحکام می بخشند. پیوندی که در آن امور دنیوی در اختیار حاکم و امور اخروی در اختیار عالم قرار می گیرد.
این جریان آنچنان در ایران ریشه می دواند (هر چند که نباید از خشونت بیش از حد حاکمان صفوی در برخی ادوار برای جای انداختن این رویه غافل بود) که پس از سقوط سلسله صفوی توسط مهاجمان افغان این رویه در ایران ادامه می یابد. تلاشهای سختگیرانه نادرشاه افشار بر ضد علما شیعه و بعد از او بی توجهی های صوفی منشانه کریم خان زند به دلیل کوتاهی دوره حکومت آنها راه به جایی نمی برد. و پس از آنها نیز قاجاریان با روشهایی مشابه صفویان سعی در قرص کردن پای خود در حاکمیت ایران می نمایند. هر چند قاجاریان نه صلابت صفویان را دارند و نه کیاست آنها را.
اما در هر روی قاجاریان به این نکته پی می برند که یکی از دلایل فروپاشی افشاریه و زندیه در ایران تنها و تنها عدم حمایت علما از آنان بوده و به همین دلیل هم پس از آغا محمد خان و روی کار آمدن فتحعلی شاه بار دیگر مذهب در خدمت حکومت قرار می گیرد.
از سوی دیگر قاجاریان که راز ماندگاری صفویان را در پیوند دین و سیاست و از سوی دیگر صوفی منشی پادشاهان صفوی می دانند برای آنکه بتوانند حکومت خود را مشروع جلوه دهند تلاشی مضاعف برای نشان دادن ارتباط خونی بین خود و پادشاهان صفویه انجام می دهند. این تلاش همان داستان کتاب امینه نوشته مسعود بهنود است. داستانی که طبق آن امینه همسر فتحعلی خان قاجار (با فتحعلیشاه اشتباه نشود) که پیش از آن همسر آخرین شاه صفوی بوده در بدو ازدواج با فتحعلی خان ابراز می دارد که از شاه صفوی نوزادی را در شکم دارد. نوزادی که بعدها پدر آغا محمد خان قاجار می شود.
به هر حال مسعود بهنود در رمان تاریخی امینه ادعای تاریخ نویسی ندارد و به گفته خود تنها داستان نویسی می کند و دکتر بهزاد کشاورزی نیز در کتاب تشیع و قدرت در ایران ادعا می کند که این نکته تنها یک داستان انحرافی برای مشروعیت دادن به حکومت قاجاریان است. داستانی که پر بیراهه هم به نظر نمی رسد.
به هر حال دوران قاجاریه را می توان دوران ریشه دواندن علمای شیعه در حکومت ایران دانست.
دورانی که با آمدن خاندان پهلوی دچار فترت می شود و در نهایت این جنبش عظیم مذهبی در ایران را به قدرت می رساند.
آنگونه که محمد قوچانی در کتاب سه اسلام ادعا می کند که به نظر ادعای درستی نیز می باشد راه مدرنیزاسیون ایران از درون مذهب می گذرد و این اشتباهی بوده که نادرشاه جهانگشا و خاندان پهلوی مرتکب شدند. نادرشاه با خشونت بسیار به سرکوب جنبش شیعه می پردازد تا آنجا که جان خود را بر سر این موضوع می گذارد و خاندان پهلوی که برای مدرنیزه کردن ایران سعی در تخریب تمام هویت مذهبی ایرانیان می کنند و با این خبط سلسله نوپایشان را از دست می دهند. اگر رضا شاه توانست در برهه بعد از حوادث انقلاب مشروطیت با نظامی گری تمام روحانیت را در سکوت قرار دهد، محمدرضت شاه که نه جنم پدر را داشت و نه انقلاب مشروطیت را در پی نتواسنت برنامه مدرنیزاسیون کشور را آنگونه که خود می خواست به صورت یک جانبه اجرا کند، او مدرنیزاسیون را می خواست اما پایبند حقوق بشر و فرایند دموکراتیزاسیون نبود و این آن چیزی بود که سبب شد جنبش های مذهبی در کنار روشنفکران در برابر او قرار گیرند و سرانجامی را برایش رقم زنند که هیچگاه خواسته او نبود و در نهایت روحانیون گروهی بودند که قدرت را یک تنه در اختیار گرفتند و فصل جدیدی از تاریخ این کشور را گشودند.
کتاب تشیع و قدرت در ایران تحلیل تاریخ ایران به اجمال از ورود اسلام به ایران و به طور اخص از زمان صفویان تا زمان انقلاب مشروطیت می باشد. کتابی مقبول و قابل توصیه.



