و اما صادق هدایت

دوستانی که مرا می شناسند می دانند که قسمت بزرگی از زندگی من صرف مطالعه آثار صادق هدایت و تحقیق در باب او و زندگی او شده است. و هر چند امروز مشغله زندگی مرا کمی از آن فضا دور کرده است اما این نویسنده معاصر ایرانی هر از گاهی همچون حسی نوستالژیک در درون من، مرا به سوی خود می خواند.
این را سرآغازی می دانم برای خود که از این پس، گاه به گاه سری بزنم به دنیای پر رمز و راز هدایت.
این بحث نیز از آنجا پا گرفت که دوستی عزیز (امیر راعی فرد) با نگاشتن مطالبی در باب هدایت این وسوسه خفته را در درون من بیدار کرد.
هر چند این مطلب که در پیش رو دارید در حقیقت یک مقدمه است و قرار بر این نیست که مقاله ای جدی در مورد هدایت باشد اما ذکر چند نکته را لازم می دانم.
اولا اینکه بد نیست مقاله دوست عزیر امیر راعی فرد مجددا و با دقت خوانده شود به همین خاطر علاقه مندان می توانند به وبلاگ وی سری بزنند.
دوما اینکه در همین آغاز می خواهم مخالفت خود را با نظرات امیر راعی فرد که هدایت را یک سوسیالیست خوانده بود مخالفت کنم.
سیری در زندگی هدایت نشان می دهد که هیچ گرایشی از سوی هدایت به سوی مبحثی مانند سوسیالیسم مشاهده نمی شود. هدایت در اوان جوانی در گیر عقاید و احساسات افراطی ملی گرایانه است و در آخر عمر هم به نوعی و به تعبیری احساسات انترناسیونالیستی در وی شکل می گیرد که او را از ایران دلزده و نا امید می کند.
حتی چند جلسه ای که هدایت در کنار افراد حزب توده برگزار می کند نه از سر دلبستگی او به عقاید چپ گرایانه که از سر علاقه او مباحث جدی و فلسفس در هر زمینه ای می باشد.
هدایت در خانواده ای مرفه به دنیا می آید و پا می گیرد و علی رغم اینکه در تمام عمر به دلیل مشکلات خانوادگی در شرایط بد مالی به سر می برد و هر از گاهی ناچار به کتاب فروشی می شود اما فقر او نه از نوع مشکلات معیشتی پرولتری که از نوع خرده بورژوازی است و به همین دلیل چون هدایت هیچگونه دغدغه فکری مشترکی با طبقات پائین اجتماع ندارد علی رغم اینکه برای آنها دل می سوزاند و در باب فقر اقتصادی و به خصوص فرهنگی آنها بسیار می نویسد، اما به نظر نمی رسد که هیچگاه درگیر عقاید سوسیالیستی بشود.
خزب توده در آن زمان شاید جذابترین حزب و عقاید کمونیستی جذابترین عقاید بوده است و هدایت ب نظر می رسد تا حدودی با آن آشنایی داشته است اما هیچ سندی که حاکی از سوسیالیست بودن صادق هدایت باشد در دست نیست.