پابرهنه ها

خواندن کتاب سه جلدی پابرهنه های اثر زاهاریا استانکو را به پایان رساندم.

شاید مدتها می شد که یک رمان تا این حد مرا  مجذوب خود نکرده بود.

یک رمان به تمام معنا اجتماعی که در کنار جذابیت یک رمان توانمند شرحی است از یک ندگی، اجتماع و حوادثی که بر مردم رومانیایی اوایل قرن ۲۰ در یک دهکده دور افتاده می گذرد. شرحی از تمام زندگی نکبت بار گروهی رعیت که به رایگان مجبور به بیگاری برای اربابان خود هستند.

پسری که رشد می کند در چنین اجتماعی اما با عشق و علاقه به دانستن و آموزش در آخر علیرغم اینکه شرایط زندگی تقریبا مرفهی برایش آماده شده فرار می کند و به سوی بخارست می رود تا آینده خود را بسازد.

آینده ای که در آخر تبدیل می شود به ادیب و نویسنده ای چون زاهاریا استانکو نویسنده کتاب. چون این کتاب شرح زندگی واقعی او است.

بی پیرایگی و صراحت لهجه کتاب آمیخته به ادبیاتی چاراواداری بسیار لذت بخش است.

هر چند در زمینه ترجمه صاحب ظر نیستم اما به نظر ترجمه احمد شاملو نیز قوی و بی ایراد است.

خواندن این کتاب را به همه دوستان توصیه می کنم.

از مونیخ تا آناپولیس

برحسب اتفاق امروز فیلم مونیخ را دیدم و نمی دانم چه سری بود که دیدن این فیلم با کنفرانس آناپولیس همزمان شده بود.

فیلم مونیخ ساخته استیون اسپیلبرگ است ک چند سالی از ساختش می گذرد اما دنیای آزاد و تکنولوژی پیشرفته کشورمان زودتر از امروز این فیلم را به دست من نرساند!

مونیخ داستان اقدام تروریستی قلسطینیهای افراطی در جریان المپیک 1972 است که طی آن تعداد اگر اشتباه نکنم 11 نفر از اعضای تیمهای ورزشی اسرائیل را به قتل می رسانند. حادثه ای که باعث شد بعد از آن حضور اسرائیلیها در مجامع ورزشی کمرنگ شود.

سپس گروهی از سوی موساد سازمان اطلاعات اسرادیل انتخاب می شوند تا لیستی از فلسطینی های مرتبط با این حادثه را که در نقاط مختلف دنیا قرار دارند به قتل برسانند.

این گروه موفق به کشتن 8 تن از ان 11 تن می شود اما در اواخر اجرای ماموریت خود آنها نیز لو می روند و در اقدامی متقابل از سوی فلسطینیها 3 نفر از آنها کشته می شوند.

فیلم بسیار پر کشش، جذاب و با ریتمی مناسب است. هر چند مبنای فیلم حادثه تروریستی المپیک مونیخ است و در ابتدای فیلم این حادثه روایت می شود اما تا پایان فیلم و در لحظه های مختلف قسمتهایی از این حادثه به صورت جزیی نمایش داده می شود تا کشش و تعلیق فیلم تا پایان آن باقی بماند و تماشاگر آن حادثه تلخ را در لحظات مختلف فیلم احساس کند و تحت تاثیر موسیقی غم آلود آن نیز قرار بگیرد.

اسپیلبگ نشان داده که در داستان قدیمی جنگ اسرائیل و فلسطینیها انسانی بیطرف و بی غرض است. علیرغم اینکه در حادثه مونیخ شاید کمتر بتوان ایرادی بر اسرائیلی ها وارد کرد اما اسپیلبرگ باز هم وسط طناب را می گیرد و آنچنان به قضاوت نمی نشیند.

شاید تنها قضاوت وی این است که جنگ راه حل این مشکل نیست.

نکته جالب دیگر اینکه اسپیلبرگ نشان می دهد که آنچنان تفاوتی مابین اسرائیلی ها و فلسطینیها نیست. شاید تنها تفاوت این باشد که اسرائیلیها سعی می کنند تنها افراد گناهکار را بکشند اما فلسطینیها هر که را دم دستشان باشد می کشند چه گناهکار و چه بیگناه.

اما در دهه اخیر به نظر می رسد دایره حرکات ستیزه جویانه اسرائیل نسبت به قبل کم شده و فاسطینیها هم اکثرا راه صلح را در پیش گرفته اند و جز محدودی که اکثرا با تحریک بیگانگان دست به اسلحه می برند سایرین پی به اشتباهات تاریخی خود برده اند.

 

تبصره۱: از سه جلد شاهکار پابرهنه ها  نوشته زاهاریا استانکو دو جلد را تمام کرده ام. بی نظیر است. دردناک و جذاب. شرحی از گذشته عجیب  غریب بشری که چگونه با دست خود گروهی را به بردگی می گرفته اند. ترجمه احمد شاملو هم عالیست.

 

تبصره۲: کتابخوانها سری به سایت www.irpdf.com بزنند گاهی اوقات کتابهای خوبی را پیدا می کنید.

دستنوشته های 13/9/86

امروز خبرهای ضد و نقیضی شنیدم.

اولا خبر درگذشت بزرگ شاعر بانوی ایرانی سیمسن بهبهانی را شنیدم که بعد تکذیب شد. اما هنوز در نگرانیم که نکند این خبر به واقیعیت مبدل شود. هر چه باشد سیمین بهبهانی یادگاری از گذشته پر فراز و نشیب ایران زمین است با کوله باری از حرفهای گفته و ناگفته. امیدوارم عمرش جاودان باشد هر چند می دانم که این یک توهم است.

 

دیگر اینکه شنیدم ۲۷ نفر از فعالان دانشجویی طی امروز و دیروز در تهران بازداشت شده اند. خبری که در جامعه ما آنقدرها تعجب برانگیز نیست. دیگر یک عادت شده است. اما به هر حال هر کس اخبار کاملتری دارد خوشحال می شوم که اطلاع رسانی کند.