مفهوم آزادی
آنچه که دوست عزیر امیر راعی فرد در تبیین مفهوم آزادی آورده بود کمابیش درست و منطقی می نماید. این نکته که آزادی هر فرد را تنها آزادی دیگران محدود می کند کاملا درست می باشد. درست از این نظر که طبیعت انسانی ما، ما را در این چهارچوبه قراردادهای اجتماعی محدود می کند. انسان و آزادی در معنای مطلقش قابل تحدید نیستند اما زندگی اجتماعی آدمی را وا می دارد تا خطوط قرمزی را در اطراف خود ایجاد کند تا بتواند رفاه و آینده بشری را تا حد ممکن تضمین نماید.
قطعا ذکر این نکته ضروری است که لیبرالیسم هیچگاه نمی تواند و نباید با ایده آلیسم مخلوط گردد. طبیعت لیبرالیسم در این است که محدودیت را در درون زندگی اجتماعی انسانها بپذیرد. تفاوت در این است که در لیبرالیسم محدودیت ها را در حداقل خود و در شرایطی می پذیرد که به طور مستقیم برای سایر افراد آزار دهنده باشد.
این در حالی است که اساس تعریفی که دوست عزیز از آزادی ارائه می دهد در مفهوم سوسیالیسم نقض می گردد. سوسیالیسم به خود این اجازه را می دهد که ایدئولوگ وار آزادی افراد جامعه را به بهانه های گوناگون با هدف رسیدن به رفاه اجتماعی محدود کند. سوسیالیسم همانگونه که از نامش بر می آید مبنای خود را بر اجتماع و سعادت جمعی بنا می نهد چیزی مانند زندگی زنبور عسل که در آن حتی ممکن استن برای حرکت رو به جلوی کلونی زنبورها در دوره ای گروه زیادی از زنبورهای نر از بین برده شوند و یا از کندو اخراج گردند، در حالیکه لیبرالیسم اساس خود را بر فرد می گذارد و این اجازه را به خود نمی دهد که حتی گروه های اقلیت جامعه نیز به توجیهات جامعه مدارانه دچار محدودیت شوند.
ک همانگونه که قبلا گفته شد این تفاوت اساسی سوسیالیسم و لیبرالیسم است.
در پاسخ به دوستی هم که در مطلب قبلی من بدون نام نظر خود را ارائه کرده بود باید بگویم نباید از لیبرالیسم انتظار معجزه داشت. مسلما عرضه آزادی در عرصه های گوناگون محیطی مناسب برای سو استفاده افراد مختلف را در عرصه اقتصادی و... ایجاد می کند. اما بهتر است ببینیم چه راهکار عملی بهتر و کارآمدتری را سراغ داریم. اینکه حکومت صدر اسلام را لیبرالی بدانیم و لیبرالیسم را تنها در عرصه های اقتصادی محصور کنیم به نظر جالب نمی آید. اقتصاد آزاد فقط در راستای کسب سود بیشتر نیست بلکه در راستای ایجاد سرایط و موقعیتهای برابر و آزادی افراد در دسترسی آزاد به اطلاعات و دوری از رانتها و موقعیتهای کاذب است.
