کارنامه هنری، زندگی و مرگ تئوآنجلوپولوس


تئوآنجلو پولوس در سن 77 سالگی بر اثر سانحه تصادف درگذشت.
خبر به همین سادگی بود. اما در ورای آن دنیا شخصی را از دست داد که بیش از آنچه فکر می کنیم مهم و تاثیر گذار بود.
تئودوروس آنجلوپولوس در 17 آوریل 1935 در آتن به دنیا آمد، پس از گذراندن دوران ابتدایی و دبیرستان وارد دانشکده حقوق دانشگاه آتن شد، اما خیلی زود تحصیل در رشته حقوق را رها کرد و به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربون به تحصیل هنر و ادبیات پرداخت.
پس از پایان تحصیلات به یونان بازگشت و به عنوان یک روزنامه نگار و منقد سینمایی به کار پرداخت، هر چند خیلی زود روزنامه ای که در آن فعالیت می کرد در دوران پس از کودتای ارتش در یونان تعطیل و ممنوع الانتشار شد.
او که در دوران زندگی حوادث مهمی مانند دوران اشغال یونان توسط نازی ها و جنگهای داخلی یونان و کودتای ارتش را تجربه کرده بود در سال 1968 اولین فیلم خود با نام انتشارات را ساخت و وارد حرفه فیلمسازی شد.
اما او فیلمسازی متفاوت با شخصیتی متفاوت و کارهایی متفاوت بود، شخصیتی آرام اما سازش ناپذیر که در فیلمهایش تاریخ معاصر یونان و اروپا را با روایتهایی تراژیک و آرام به تصویر می کشید، فیلمهایی که حول درونمایه هایی چون جنگ، تبعید و مهاجرت می چرخیدند. او در ترکیب عناصری چون تاریخ، حوادث معاصر کشور، اسطوره و نماد شناسی شاهکارهایی را در عالم سینما از خود به جای گذاشت که به دلیل ریتم کند و رویا گونه اشان معروفیت خاصی را برای او به ارمغان آورد که لقب کارگردان شاعر و نقاش را برازنده اش می کرد.
در فیلمهایش رگه های از سرگشتگی، عشق گمشده، تعلق به خاک و سرزمین در فضایی تیره و غریب موج می زد، که به جز درونمایه های سیاسی و تاریخی دارای وجوه زیباشناسانه و عمیقی نیز بودند.
او ادامه دهنده راه ژان لوک گدار، میکل آنجلو آنتونیونی، لوکینو ویسکونتی و کارگردانانی از این دست و همچنین کارگردان مطرح یونانی پیش از خود یعنی مایکل کاکویانیس بود که در دوره او خلا فیمها و فیلمسازانی از این دست به شدت به چشم می آمد، هر چند در کنار این زمینه از فیلمسازی او با استفاده خلاقانه از موسیقی متن فیلم عمق بیشتری به فیلمهای خود بخشید.
در سالهای اخیر مشغول به ساختن سه گانه ای بود که با چمنزار گریان و غبار زمان آغاز گردیده بود که به نمایش در آمده بودند و در زمان مرگ ساخت فیلم دریایی دیگر را به عنوان ضلع آخر این سه گانه در دست داشت که ناتمام ماند.
او در طول دوران فیلمسازی مجموعه ای رنگارنگ از جوایز مختلف سینمایی را برای خود و کشورش به ارمغان آورد که در راس آنها نخل طلای کن برای فیلم ابدیت و یک روز بود که در سال 1998 به دست آورد.
فیلم شناسی:
1-انتشارات broadcast 1968
2-بازسازی reconstruction 1970
3-روزهای 36 days of 36 1974
4-بازیگران سیار the travelling players 1975
5-شکارچیان the hunters 1977
6-اسکندر کبیر Alexander the great 1980
7-آتن Athens 1983
8-سفر به سیترا voyage to cythera 1984
در مورد بازگشت پیرمردی جدا افتاده از جمع با گرایشاتی چپ به دوران کودکی و خاطرات سالهای جوانی اش
9-زنبوردار the beekeeper 1986
در مورد پیرمردی زنبوردار که از خانه و زندگی دور می شود و به ناکجا آباد سفر می کند و در پی بازشناسی هویت فراموش شده خود می باشد و در این راه به کشف و شهودی تازه دست می یابد.
10-چشم اندازی در مه landscape in mist 1988
در مورد دو کودک که در جستجوی پدر گمشده خود سفری را به سمت آلمان آغاز می کنند.
11-گام معلق لک لک the suspended step of the stork 1991
در مورد روزنامه نگاری که به منطق مرزی یونان با آلبانی می رود و در آن جا سیاستمداری قدیمی که سالها همه گمشده می پنداشته اندنش را می یابد.
12-نگاه خیره اولیس Ulysses` gaze 1995
در مورد فیلمسازی که برای نمایش فیلمش به یونان باز می گردد و در پی یافتن فیلمی گمشده به آلبانی و مناطق درگیری صربها و آلبانیایی تبار ها می رود.
13-ابدیت و یک روز eternity and a day 1998
در مورد نویسنده ای که می داند تنها چند روز به انتهای زندگیش بیشتر باقی نمانده است و از همین رو خانواده را رها می کند و در پی یافتن هویت گمشده خویش بر می آید.
14-دشت گریان the weeping meadow 2004
در مورد زندگی دختری مهاجر و بزرگ شدن و سرنوشت تلخ شوهر و دو فرزندش، بخش اول از یک سه گانه
15-چوکان پسر سینما chaucun son cinema 2007
16-غبار زمان the dust of time 2009
بخش دوم سه گانه
17-دریایی دیگر the other sea 2012
بخش سوم سه گانه که با مرگش نیمه تمام ماند.