پینکی بوتو، دختری از مشرق

پینکی بوتو همان بی نظیر بوتوی مشهور و محبوب است. پینکی طبق گفته خودش نامی بوده که پدر و سایر نزدیکانش او به این نام صدا می زده اند.
خواندن اتوبیوگرافی بی نظیر بوتو با نام دختری از مشرق که شرح لحظه لحظه کودتا ژنرال ضیاء الحق بر ضد حکومت پدر بی نظیر بوتو یعنی ذوالفقار علی بوتو می باشد.
ذوالفقار علی بوتو اولین نخست وزیر غیر نظامی پاکستان می باشد که در یک روند دموکراتیک به قدرت می رسد. با محبوبیتی عظیم و توانایی های فوق العاده. انسانی روشن فکر که در جامعه ای سنت زده ای چون پاکستان دخترش یعنی بی نظیر را به امریکا و سپس انگلیس می فرستد تا در دانشگاه های هاروارد و آکسفورد به تحصیل بپردازد.
اما او آنچنان دختر خود را تربیت کرده است که بی نظیر علی رغم میل و شیفتگی که نسبت به دنیای غرب پیدا می کند به جامعه عقب افتاده پاکستان باز می گردد تا بتواند در راه اعتلای دموکراسی در پاکستان تلاش کند.
تلاشی که در نهایت مرگ غم انگیز وی را در پی داشت. سرنوشتی همچون پدرش.
پدرش در زندان کودتاگری به نام ضیاء الحق به قتل رسید و بی نظیر در دوران حکومت کودتاگری به نام پرویز مشرف ترور شد.
خاندان بوتو آن گونه که در این کتاب نوشته می شود از سالها قبل در نظام سیاسی پاکستان دستی از دور بر آتش داشته اند. اما پدر بی نظیریعنی ذوالفقار علی بوتو اولین شخصی است که به بالاترین مقام سیاسی پاکستان دست می یابد.
اما جامعه استبداد زده و سنت زده پاکستان تاب تحمل فضایی دموکراتیک را ندارد و کودتا پس از کودتا در این کشور رخ می دهد.
بهقول خود بی نظیر بوتو وقتی در امریکا حادثه واترگیت رخ داد و رئیس جمهور بزرگ امریکا یعنی نیکسون به سادگی مجبور به استعفا شد بی آنکه قتل و خونریزی اتفاق افتد فهمید که دموکراسی یعنی چه؟
اما در پاکستان اینگونه نبود، فضای ذهنی پاکستان و مردمش آن قدرها گسترده و توسعه یافته نبود.
بی نظیر بوتو در تاریخ کشورهای شرقی و به خصوص در تاریخ کشورهای مسلمان یک الگوی تمام عیار و یک بانوی برجسته و قابل اخترام است.
انسانی که با میل دنیای غرب را رها می کند و پا به مبارزات سیاسی پاکستان می گذارد، از تمامی تفریحات و آرمانهای یک زن جوان دست می کشد و لحظه لحظه زندگی خود را با مخاطره رو به رو می کند، زندانهای زیادی را تجربه می کند، ضرب و شتمهای زیادی را به جان می خرد اما از آرمانهای خود دست نمی کشد.
این است تفاوت یک انسان بزرگ با انسانهایی چون ما که بی هدف زندگی می کنیم و بی نام و نشان به دنیا می آئیم و بی نام نشان از دنیا می رویم.
این است سمبل یک انسان دانشگاهی که حقوق و مزایای زندگی را به کناری می گذارد و در راه هدف والایی که در ذهن پرورانده است دست به مبارزه می زند، اما در برابر او و انسانهایی نظیر او ما هستیم با مجموعه ای از آرزوهای کودکانه، ما هستیم با دنیایی که ترس از مشکلات ما را در دایره ای محدود قرار می دهد و هرگز حاضر به مبارزه و تلاش نمی شویم.
بی نظیر بوتو اولن نخست وزیر زن مسلمان قطعا نه تنها برای مردم پاکستان قابل احترام و باعث افتخار است که برای تمامی ما مردم مشرق زمین بانویی بزرگ و به معنای واقعی کلمه بی نظیر می باشد.
یادش به خیر.
تبصره1: محقق ارزنده مسعود بهنود در وبلاگش اشاره ای زیبا کرده بود. او گفته بود. در دوران نخست وزیری بی نظیر بوتو در پاکستان یکبار به عنوان مهمان به ایران سفری می کند و به مجلس شورای اسلامی برای سخنرانی می آید. یادم نمی آید مجلس چهارم بود یا پنجم. در لحظه ورود به مجلس یکی از زنان نماینده مجلس به سمت او می رود و بی آنکه از او اجازه بگیرد روسری او را جلو می کشد و گره سفتی می زند. ظاهرا بی نظیر بوتو هم به رسم ادب چیزی نمی گوید و می گذرد. بد نیست اگر تفاوت این دو زن را با هم در نظر بگیریم. زنی چون بی نظیر بوتو که با تلاش مبارزه و آزاد اندیشی دنیایی را شگفت زده می کند و زنی چون آن نماینده مجلس شورای اسلامی که حداکثر فضای ذهنی اش حفظ حجاب اسلامی نخست وزیر کشور پاکستان است.
تبصره2: نسخه الکترونیکی کتاب زندگینامه بی نظیر بوتو را در اختیار دارم. دوستانی که مایل به داشتن کتاب هستند ای میل خود را در اختیار من بگذارند تا این کتاب ارزشمند را برایشان ارسال کنم.