نیهیلیسم
«نيستي را خواستن براي انسان خوش تر از نخواستن است»
نيچه
نیهیلیسم امروزه بی شک یکی از معتبرترین مکاتب فکری بشر می باشد و برخلاف گذشته تنها یک مکتب انقلابی و یا به شکلی دیگر یک مکتب فردی نمی باشد.
نیهیلیسم امروزه اساس بسیاری از مکاتب نوین فکری و فلسفی بشر را پایه ریزی کرده است.
نیهیلیسم برگرفته از لغت نیهیل در زبان لاتین به معنای هیچ می باشد.
در مورد منشا پیدایی این مکتب بحث زیاد است. روایتهایی وجود دارد که برای اولین بار لغت نیهیلیسم در کتاب پدران و پسران نوشته ایوان تورگنیف عرضه گردید. در این روایت نیهیلیسم مکتبی روسی می باشد که در راستای مبارزات انقلابی سوسیالیستهای روسی تکوین یافت. در روایت دیگر نیهیلیسم را منسوب به فیلسوفی به نام هلمان یرکوبی می دانند که این لغت را ارائه داد و بعدها نیز توسط افرادی مثل نیچه بسط و توسعه پیدا کرد.
به نظر هر دو روایت نیز کمابیش درست می نماید. اما آنچه در این میان قابل تامل است تفاوتی است که بین این دو نیهیلیسم وجود دارد که بهتر است یکی را نیهیلیسم روسی و دیگری را نیهیلیسم غربی نام گذاری بکنیم.
آنچه امروزه تحت عنوان نیهیلیسم معرفی می گردد بیشتری تعریفی است که در قالب نیهیلیسم غربی جای می گیرد. به نظر می رسد نیهیلیسم روسی بیشتر مکتبی انقلابی و در راستای از بین بردن قدرت تزاری در روسیه بوده است. پارادوکسی که نیهیلیسم روسی با آن در گیر است این است که این مکتب نمی تواند با معنای عام این مکتب یعنی نیست انگاری مترادف باشد. در فرم روسی هدف و غایتی بر این مکتب معرفی می شود که آن هم مبارزه و از بین بردن قدرت تزاری است که این فکر در بدو امر با اصول کلی نیهیلیسم در تضاد است.
اما آنچه در نیهیلیسم غربی معرفی می گردد معنای اصیل تری را تداعی می کند و آن نیست انگاری در همه ابعادش می باشد.
نیچه نیهیلیسم را در سه دوره معرفی می کند.
دوره اول که دوره انتقاد می باشد. دوره دوم دوره ارزش گذاری است و دوره سوم که دوره خود ویرانگری است.
در دوره اول نیهیلیسم در اقلیت ذهن فرد و اجتماع آدمی می باشد و به عنوان مکتبی مبارز و منتقد است و در برابر سایر مکاتب بشری قد علم می کند و مبارزه را آغاز می کند. در دوره دوم نیهیلیسم در مبارزه اش در ذهن فرد و اجتماع آدمیان به پیروزی می رسد و نوعی ارزش محسوب می گردد که خود سرآغاز دوره سوم و یا دوره نابودی نیهیلیسم می شود. زیرا نیهیلیسم خود مکتبی ضد ارزش است و حال که تمامی ارزشهای بشری را زیر سوال می برد خود به عنوان یک ارزش چهره می نمایاند و به ناگزیر این مکتب دست به خود ویرانگری می زند و تلاش می کند این آخرین ارزش بشری را نیز نابود کند و اینگونه است که خود ویرانگر می شود.
در نیهیلیسم روسی تضاد در مرحله اول نیهیلیسم رخ می دهد و اساسا در این فرم که فرم مبارزه گرای نیهیلیسم است و یا به تعبیری دیگر فرم سیاسی نیهیلیسم است این مکتب هدفی به جز نابودی ارزشها را برای خود بر می گزیند در حالیکه در نیهیلیسم غربی تضاد در مرحله پایانی و در زمانی رخ می دهد که نیهیلیسم خود به عنوان یک ارزش باقی می ماند.
ادامه دارد
تبصره 1: کتاب مارشال اروین رومل را تمام کردم. کتاب خیلی جذابی نبود اما به عنوان کتابی تاریخ نگار بد نبود. جالب اینکه در تمامی جوامع دیکتاتوری و توتالیتر قواعد و حوادث تقریبا مشابهت های زیادی با هم دارند. دیکتاورها به نزدیکترین افراد خود رحم نمی کنند و در نهایت نیز نابود می شوند.
مارشال اروین رومل، لویی سورل، امیر هوشنگ کاوسی،1370، انتشارات بنیاد
تبصره ۲: فیلم نقاب را دیدم، برای یکبار دیدن با هدف سرگرمی بد نبود. متاسفانه من هم به جرگه قاچاقچیان سینمایی در آمده ام چون وقیحانه سی دی این فیلم روی پرده را از ویدیو کلوپ گرفتم.
تبصره ۳: فیلم دیگری که دیدم سنگ کاغذ قیچی سعید سهیلی بود. او سعی کرده بود یک آژانس شیشه ای دیگر را بسازد. اما در هیچ زمینه ای این فیلم چنگی به دل نمی زد. راستش همان فیلم مردی شبیه باران سعید سهیلی بهتر و جدی تر از این فیلم به نظر می رسید.

