بانویی که سمبل مبارزه بود

وقتی به ترور خانم بی نظیربوتو فکر می کنم. احساس غمناکی بر دلم می نشیند. احساسی از اینکه ترور و خشونت هرگر پایان نخواهد پذیرفت. یک مسلمان به دست گروهی مسلمان افراطی به قتل می رسد.
بی نظیر بوتو برای من یادآور کودکی است آنزمانی که او نخست وزیر پاکستان بود. برای من چیز عجیبی نبود که یک زن رئیس جمهور پاستان است چون هنوز معنای رادیکالیسم اسلامی را درک نکرده بودم. فکر می کردم او هم مانند مارگارت تاچر می باشد. هر دو زن بودند چه تفاوتی داشت.
اما بعدها فهمیدم که او بزرگتر از یک انسان معمولی بوده است. او یک زن در جامعه ای افراط زده بود که به مقام بالایی رسیده بود.
پدرش را اعدام کرده بودند. دو برادرش ترور شده بودند و خودش سالها در زندان انفرادی ژنرال ضیاءالحق بود. اما دست از مبارزه نکشید تا تواست به مقام نخست وزیری برسد. سپس در یک انتخابات شکست می خورد و کشور را ترک می کند اما باز بر می گردد.
تا اینکه در یک حادثه غمگین در یک روز غمگین به قتل می رسد.
او در مصاحبه ای گفته بود که از بازگشت به پاکستان هراس ندارد. او گفته بود که خود را برای مواجهه با همه خطرها آماده کرده است.
و پرونده این بانو، با بالاترین سطح تحصیلات در معتبرترین دانشگاه های دنیا، بست شد.