دنیای مجازی امروزه بالاترین خدمت را به گسترش آگاهی کره است. نمونه اش اینکه متن کامل این کتاب را در اینترنت یافتم و خواندم. حالا نمی دانم سایتهایی که این کتب را در اینترنت قرار می دهند به لحاظ قانون کپی رایت هماهنگی های لازم را کرده اند یا نه؟ و برای من هم خیلی مهم نمی باشم چون آنقدر حریص هستم که به دست آوردن یک کتاب را به هر طریقی برای خواندن آن مجاز بدانم.

این اولین کتابی بود که از گابریل گارسیا مارکز می خواندم. شاید تعجب کنید که چگونه من نویسنده ای نامدار تا بدین پایه را تا به حال کشف نکرده بودم. به هر دلیل موقعیتش فراهم نشده بود.

از عشق و شیاطین دیگر به صورت جالبی مرا به یاد فیلمهای سینمایی دوران کودکی ام می انداخت. تراژدی که در پایان این فیلم بود مرا یاد آن فیلمهای سیاه و سفید خارجی می انداخت که بعضا تاریخی و فلسفی هم بودند هر چند من در دوران کودکی، تنها به تماشای آنها می پرداختم و  از درک آنها عاجز بودم.

رمانی جذاب، پر کشش و مطبوع از دختری که به دلیل پرورش نادرست و بیماری از سوی کلیسا به عنوان یک شیطان شناخته می شود و در نهایت در گوشه زندان می میرد.

اسقفی که برای خارج کردن شیطان از تن او انتخاب می شود در نهایت عاشق او می شود و هر چه برای خارج کردن او از زندان تلاش می کند بی نتیجه می ماند و در نهایت هم راز این عشق فاش می شود و نابودی هر دوی آنها رقم می خورد.

شرحی ترسناک از تاریخ سیاه حاکمیت کلیسا بر جان و مال  مردم که هر چند بسیاری از مردم احتمالا از شرایطشان ناراضی هم نبودند اما برخی دیگر که عده اشان کم هم نبوده به صورت وحشتناکی در چنگال کلیسا گرفتار می شدند و آن وقت اگر مرگ سریع و بدون شکنجه ای عایدشان می شد بسیار خوشبخت بودند.

جالب اینکه بعد از جدا شدن ظاهری دین و سیاست از هم نیز کلیسا به دلیل نفوذی که بر ذهن بسیاری از مردم داشت تا مدتها نیروی بزرگ و وحشتناکی بوده و در حقیقت مردم زمانی از چنگ کلیسا رها شدند که ذهن و روحشان را آزادی بخشیدند و از بند تعصبات بی پایه و اساس رهایی دادند.