این کتاب را به لطف دنیای مجازی در اینترنت پیدا کرده و خواندم. شبه رمانی که قرار است به ما درس موفقیت در زندگی و درست زندگی کردن را بدهد. با این تفکر که دنیا همه اش تصرات ما است یعنی این ما هستیم که دنیا را می سازیم.

تفکری شاعرانه که حداقل از دید من کودکانه است. مثل تمام کتابهای روانشناسی و اقتصادی که می خواهند یک شبه ما را خوشبخت و پولدار کنند.

ظاهرانه دنیای سفید امریکایی ها آنها را به این گونه کتابهاب علاقه مند کرده است. اینگونه کتابها در امریکا به نظر می رسد که بیشتر از سایر کشورها دیده می شود و به تعبیری شاید هیچ مردمی به اندازه امریکایی ها دل خوش ندارند.

اما از حق نباید گذشت که این کتاب یک گان جلوتر از سایر کتابهایی از این دست بود. این کتاب سعی داشت تا بیشتر از موفقیت در معنویات و رسیدن به کمال حرف بزند تا پولدار شدن و یا داشتن روانی سالم برای زندگی مادی موفق.

به همین دلیل این کتاب کمی قابل تحمل تر بود به خصوص که رمان بودن آن هم خواندن آن را آسانتر می کند.

اما مطمئن باشید که با خواندن این کتاب اگر اهل تفکر و منطق و فلسفه باشید چیزی گیرتان نمی آید و اگر شاعر مسلک باشید احتمال دارد با تمام شدن احساس خوشایندی به صورت گذرا به شما دست دهد.

 

تبصره۱: از قطع گاز در کشوری که جزء بزرگترین صادر کنندگان نفت است باید تعجب کرد. نمی دانم این بلای  کمبود گاز در سالهای گذشته کجا بود.

 

تبصره۲: انتخابات مقدماتی و درون حزبی در امریکا آغاز شده، بد نیست اگر دورا دور آن را در نظر داشته باشیم.

 

تبصره۳: رقابت هیلاری کلینتون و باراک اوباما در حزب دمورکرات امریکا جالب توجه شده است. هر چند چه این زن و یا چه آن سیاه پوست موفق شوند برگ زرین دیگری برای دموکراسی است. نشانه ای از کاهش تبعیضهای جنسیتی و نژادی.