نوشته: پال توئیچل

ترجمه: هوشنگ اهرپور

 

خیلی تلاش کردن تا بتوانم خواندن این کتاب را تا به آخر ادامه دهم اما نتوانستم. با همه حرص و آزی که برای خواندن کتابهای مختلف دارم که ممکن است بعضا حتی مرا آزار نیز بدهد اما در مورد این کتاب موفق نبودم.

این کتاب شبه رمانی عارفانه در مورد فردی است که در جستجوی خداست. مخلوطی از مسحیحیت و تفکرات هندی.

چیزی سر در نیاوردم. طرز نگارش شاعرانه آن هم به اندازه کافی زجرم داد.

خواندن کتب مذهبی با ساختاری فلسفی وقتی منطق کافی را در پی نداشته باشد سخت است چه برسد به این کتاب که کتابی مذهبی بود با ساختاری شاعرانه و غیر منطقی.

هر چند همیشه گفته ام که خواندن هر کتابی به یکبارش می ارزد اما حقیقتا در این مورد آن را باطل کردم چون حیفم آمد در حالی که کتابهای جذاب دیگری برای خواندن دارم وقت خود را با این کتاب سر کنم.

 

تبصره1: مجموعه ای از اشعار فروغ فرخ زاد را خاندم. اشعاری چون ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، بعد از تو، پنجره، دلم برای باغچه می سوزد، کسی که مثل هیچکس نیست، تنها صداست که می ماند  و پرنده مردنی ست.

مانند همیشه آنگونه که باید نتوانستم با شعر ارباط مناسبی برقرار کنم اما این را هم اضافه کنم که احساسی شیرینی از برخی اشعار به من دست داد، به خصوص دلم برای باغچه می سوزد و آن هم قسمتی که به توصیف اعتقادات مادر می پردازد.

در هر حال علی رغم بی میلیم به شعر حرص خواندن هر چه به دستم می آید مرا وادار به خواندن این مجموعه کرد و حالا هم از خواندنش پشیمان نیستم.

 

تبصره۱: انتخابات امریکا روز به روز مهیج تر می شود. ژیروزی اخیر خانم هیلاری کلینتون در ایالت کارولینا ژیش فرضهای انتخابات را به هم ریخت.

 

تبصره۲: کانال تلویزیونی مولتی ویژن در حال ژخش فیلم جنجال برانگیز ۳۰۰ است. همه کسانی که این فیلم را ندیدند اما آن را نقد کردند می توانند به تماشای این فیلم کارتونی بنشینند. مشاهده این فیلم نشان خواهد داد که این فیلم حتی از نظر سازندگانش هم آنقدر جدی نبوده که ما بخواهیم اینقدر جاروجنجال کنیم. آیا اگر این فیلم را یک کشور مسلمان و یا عرب ساخته بود باز هم اینقدر مورد هجوم واقع می شد.