شاه ذوالقرنین
شاه ذوالقرنین و خاطرات ملیجک، بهرام افراسیابی، 1374, چاپ هفتم, انتشارات سخن
به عنوان یک کتاب تاریخی خواندن این کتاب خالی از لطف نیست هر چند نویسنده در برخی موارد گاها غرض ورزانه حرف زده است و از سوی دیگر پراکندگی مطالب خواندن کتاب را کمی مشکل می کند.
به هر حال بد نیست گوشه هایی از تاریخ دوران ناصر الدین شاه چهارمین پادشاه قاجار را مرور کنیم.
1-نهضت تنباکو
نهضت تنباکو هر چند به نام میرزای شیرازی ثبت شده است اما جالب است بدانیم که این فرد در این دوران در سامرای عراق که تابع حکومت عثمانی است حضور داشته و ارتباط نزدیکی با شرایط داخل ایران نداشته است و حکمی را نیز که صادر کرده است بر مبنای تلگرافهایی است که به او می رسیده. فی المثل زمانی که در جریان شورش مردم در تهران 7 نقر به قتل می رسند وی از این موضوع خبر دار نمی شود ولی بر منع استفاده از دخانیات تاکید می کند.
اما جالب است که نفوذ روحانیت در میان مردم بسیار زیاد بوده است تا بدانجا که به سادگی می توانسته حاکمیت را به چالشی جدی بکشاند.
در این میان ناتوانی دستگاه حاکمه در حل بحران آشکار است. در مجموع خردورزی نکته ای بوده که در اکثریت پادشاهان قاجار وجود نداشته است.
از سوی دیگر خود ناصر الدین شاه هم اعتقادات مذهبی شدیدی داشته تا آنجا که مجموعه ای از اشعار در مدح بزرگان دینی گفته است.
به هر حال رفتارهای ناصرالدین شاه نه بر مبنای خشونت که بیشتر بر مبنای احساسات زودگذر بوده است. در جریان شورشهای تهران به شدت ماموران را از تیراندازی به مردم منع می کند و می گوید حتی اگر مردم نایب السلطنه را هم کشتند نباید به سوی مردم تیر اندازی شود.(427)
نقش روسیه نیز در جریان نهضت تنباکو جالب است روسیه مانند امروز در جریان مجادلات ایران و انگلیس تنها منافع خود را در نظر می گیرد و آتش احساسات مردم را داغتر می کند.
به هر حال فسخ قرار داد تنباکو باعث می شود که ایران مجبور به پرداخت غرامت سنگینی به شرکت رژی طرف قرار داد بشود که ایران را وادار به اخذ اولین وام بین المللی خود از بانک انگلیسی می کند.(441)
2-میرزا رضای کرمانی و ترور ناصرالدین شاه
میرزا رضا انسانی غیر سیاسی، احساسی و تند بوده است. او بسیار زودباور بود و حتی سیدجمال الدین اسعد آبادی که میرزا رضا برای او کار می کرده است وی را یک دیوانه شماره یک می دانسته است.(505)
ظاهرا میرزا رضا طی یک تصمیم شخصی اقدام به ترور شاه می کند. میرزا رضا پیش از ترور شاه 4 سال را به دلیل ظلم صدراعظم و نایب السلطنه در زندان به بدترین وضعی می گذراند و به همین دلیل زمانی که از زندان خارج می شود به ترکیه رفته و در خدمت جمال الدین اسعد آبادی قرار می گیرد و سپس به ایران باز می گردد و شاه را در حرم شاه عبدالعظیم ترور می کند.
جالب اینکه مردم حاضر در حرم بعد از اقدام وی او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند و اگر ماموران دولت او را از دست مردم رها نمی کردند چه بسا مردم او را می کشتند.(549)
این هم گوشه ای از علاقه مردم استبداد زده ایران به شاه دیکتاتورشان بوده است. همچنین در زمان تشییع جنازه ناصرالدین شاه هم گروه کثیری از مردم در مراسم شرکت می کنند که این نکته از این باب قابل توجه است که توده مردم علی رغم ظلم و ستم حاکمان به دیده ای احترام آمیز به آنها می نگرند و معمولا استقبال شایانی از آنها به عمل می آورند.