معرفی کتاب: کوری
کوری، ژوزه ساراماگو، مینو مشیری، 1378(9)، علم
رمان کوری را سالها قبل خوانده بودم. اما وقتی بار دیگر چشمم به این رمان برنده جایزه نوبل ادبیات افتاد نتوانستم خود را کنترل کنم و بار دیگر این کتاب را در دست گرفتم.
از این نویسنده نام آشنای پرتغالی کتاب دیگری به نام نامها را نیز خوانده بودم. آن نیز کتاب مقبول و جذابی است.
کوری شرح انسانهایی است که به ناگهان و بدون دلیل شناخته شده ای کور می شوند و حال باید در شهری که همه آدمهایش کور هستند زندگی جدیدی را شروع کنند. در این بین تنها یک زن کور نمی شود که مسوولیت گروهی از همراهانش را بر عهده می گیرد.
نتیجه اخلاقی این کتاب در سطور پایانی این کتاب نهفته است آن جا که این زن بعد از رفع این عارضه عجیب می گوید ما اکنون نیز در حقیقت کور هستیم، کورهایی بینا.
در طول این کتاب تمام بنیانهای تمدن بشری از بین می رود و انسانها مانند حیوانات و حتی بدتر از حیوانات در پی یافتن راهی برای فرار از گرسنگی و مرگ به تکاپو می افتند.
به راستی مرز میان تمدن و توحش چقدر باریک است.