در تونس چه می گذرد؟
برای دیدن کامل مقاله و عکس ها به آدرس زیر مراجعه نمایید

حدود یک ماه از روزی که جوان 26 ساله تحصیلکرده تونسی با نام محمد بوعزیزی در 17 دسامبر 2010 دست به خودسوزی زد می گذرد. این جوان که برای امرار معاش در کنار خیابان سبزی فروشی می کرد توسط پلیس مورد آزار و اذیت قرار گرفت و وقتی به دلیل نداشتن جواز کار گاری سبزی فروشیش را نیز از دست داد اقدام به خودسوزی کرد و چند روز بعد هم بر اثر جراحات وارده درگذشت.
این آغاز ماجراهای تونس بود اما پایان آن نبود. کمتر کسی فکر می کرد که مردم عرب که سالها و بلکه قرنها به بی تفاوتی به شرایط زندگیشان معروف بودند در واکنش به وضعیت اقتصادیشان به خیابانها بیایند و تا موفقیت در به ثمر رساندن یک انقلاب نیز از پای ننشینند.
آنها سرانجام موفق شدند رییس جمهور 23 ساله اخیرشان یعنی آقای زین العابدین بن علی دیکتاتور 74 ساله اشان را ابتدا مجبور به عقب نشینی و سرانجام مجبور به فرار از کشور کنند.
این موفقیت با اعلام خبر فرار بن علی در تلویزیون دولتی تونس به اوج خود رسید و محمد الغنوشی نخست وزیر تونس اعلام کرد که به دلیل عدم کفایت رییس جمهور فراری او موقتا ریاست جمهوری را بر عهده می گیرد و قول داد در بازه ای شش ماهه انتخابات را برگزار کند. اما مردم تونس از پای ننشستند و سرانجام به دستور فتحی عبدالناظر رییس شورای قانون اساسی تونس و طبق ماده 57 این قانون فواد مبزع رییس مجلس نمایندگان تونس که چهره ای موجه و مقبول در نزد مردم بود ریاست موقت جمهوری را بر عهده گرفت و وعده داد در مدت زمانی بین 45 تا 60 روز انتخابات را برگزار کند و هرگونه احتمال بازگشت بن علی را رد کرد.
در همین حین مشخص شد آقای بن علی که پیش از آن خانواده و همسر پر سر و صدایش به نام لیلا طرابلسی آرایشگر سابق را از کشور خارج کرده بود خود نیز راهی فرانسه شده که به دلیل عدم اجازه دولت فرانسه برای فرود هواپیمای حامل او و به دعوت خاندان سلطنتی عربستان راهی جده و سپس ریاض شد.
و حال اوضاع کمی آرام گرفته و پس از کشته شدن بیش از 90 نفر به گفته مردم و 26 نفر به گفته دولت ارتش تونس به مردم پیوسته و زندانیان خطرناک و جانی را به زندان قصرین منتقل کرده و باقی زندانیان را آزاد نموده است.
تاریخچه تونس پس از استعمار
در سال 1956 تونس که تا پیش از آن تحت استعمار دولت فرانسه بود اعلام استقلال کرد و رییس جمهوری سکولار به نام جبیب بورقیبه قدرت را در دست گرفت. او دست به یکسری اقدامات اصلاحی در تونس زد، آموزش و پرورش را گسترش داد، آزادی های سیاسی و رسانه ای را رسمیت بخشید و در زمینه حقوق زنان نیز به پیشروترین حکومت خاورمیانه تبدیل شد. اما در اواخر دهه 80 (7 مارس 1987) و در زمانی که سطح تحصیلات و آگاهی های عمومی در تونس به شدت رو به گسترش بود زین العابدین بن علی که در آن زمان نخست وزیر تونس بود به بهانه عدم توانایی بدنی حبیب بورقیبه او را از کار برکنار کرد و خود بر کرسی ریاست جمهوری نشست. اتفاقی که می توان آن را نوعی انقلاب پزشکی نام نهاد.
با روی کار آمدن آقای بن علی او نیز رویه رییس جمهور پیشین را ادامه داد و تونس را به جزیره ای آرام در دریای پرتلاطم خاورمیانه و دنیای عرب تبدیل کرد. هر چند آرام آرام وعده های آزادی های سیاسی و رسانه ای کمرنگ شد و خانواده او و همسرش لیلا طرابلسی که از اقشار فقیر و سطح پایین جامعه تونس بودند در تمام فعالیتهای اقتصادی کشور وارد شدند و با فساد گسترده ثروتهای کلانی را به دست آوردند.
اما سرانجام و در حالیکه در انتخابات شاید نمایشی سال 2009 آقای بن علی موفق به کسب 89/62 % آرا شده بود و برای مدت 5 سال دیگر دعوی تکیه زدن بر کرسی ریاست جمهوری را داشت کشورش درگیر بحران اقتصادی شد و خودسوزی محمد بوعزیزی جوان 26 ساله نیز جرقه ای شد برای شروع حرکت مدنی مردم و فرار آقای بن علی بعد از 24 روز از کشور.
دلایل رخداد انقلاب در تونس
بیکاری گسترده، فساد دولتی، افزایش قیمت مواد خوراکی را عوامل عمده نارضایتی مردم تونس می دانند. در ظاهر نقض گسترده حقوق بشر، دیکتاتوری مادام العمر حاکم بر کشور و خواسته های مدنی مردم جایگاهی در رخداد این انقلاب ندارند. اما وقتی جرقه انقلاب زده شد مردمی که با خواسته های مشخص اقتصادی وارد کارزار شده بودند و اتفاقا دولت هم در ابتدا پاسخ درستی به آنها نداد اصل حکومت آقای بن علی را هدف گرفتند. بعد از نان نوبت آزادی بود. پس نام انقلاب نان و آزادی که بر آن نهاده شده است پر بیراه نمی باشد. همچنین بالا بودن سطح تحصیلات در تونس نیز که اتفاقا از عوارض حکومت کنونی تونس بود نیز در گسترش این انقلاب نقش داشت. انقلابی که به خاطر نان آغاز شد اما همه مخالفان دولت چه افراد ضعیف جامعه که درگیر بحران اقتصادی بودند و چه اقشار تحصیل کرده که علاوه بر مشکلات اقتصادی دغدغه آزادی و حاکمیت مردم را نیز داشتند به آن پیوستند و انقلابی فراگیر را پی ریزی کردند، از سوی دیگر نقش رسانه های اجتماعی مانند توییتر که در ارتباط مخالفان با یکدیگر و سایر مردم جهان نقش ایفا می کرد نیز تا بدانجا بالا رفت که بایستی نام دیگر این انقلاب را انقلاب توییتری و حتی انقلاب ویکی لیکسی دانست. ویکس لیکس سایت جنجال برانگیز آقای آسانژ که با افشاری مدارک محرمانه وزارت خارجه امریکا زمین لرزه ای را در سراسر دنیا ایجاد کرده بود توانست در روند انقلاب تونس نیز مثمر ثمر باشد تا آنجا که ویکی لیکس با افشای فساد مالی خانواده آقای بن علی در افزایش آگاهی های عمومی مردم نقش پررنگی ایفا کرد. هچنین نمی توان از سایر رسانه های بین المللی که با حضور گسترده در تونس و پخش لحظه به لحظه حوادث انقلاب و جنایات پلیس و رساندن اخبار آن به همه مردم دنیا دولت تونس را تحت فشار قرار دادند غافل شد.
هشدار به سایر کشورها
اما این انقلاب تنها تونس را به لرزه در نیاورد، بلکه برای تمام مردم تحت ستم که از نبود آزادی های سیاسی و بحران های اقتصادی رنج می برند را نیز تحت الشعاع قرار داد.
همزمان با اعلام خبر موفقیت انقلاب مردمی تونس، مردم در مصر، یمن و اردن نیز به خیابان آمدند و به شادمانی پرداختند و دولتهای خود را نیز تحت فشار قرار دادند. در قاهره گروهی از مردم در برابر سفارت تونس جمع شدند و شعارهایی را بر علیه حسنی مبارک رییس جمهور مصر سر دادند. در صنعا پایتخت یمن نیز وضعیت به همین منوال بود و شادی و اعتراض مردم در هم آمیخته بود. در اردن اما وضعیت وخیم تر اعلام شد و بحران به حدی بالا رفت که دولت آقای سمیر الرفاعی نخست وزیر اردن خطر سقوط را کاملا احساس کرد و در واکنش در اقدامی فوری دست به کاهش قیمت مواد غذایی از جمله برنج، شکر و گوشت قرمز زد.
در مجموع خبر پیروزی این انقلاب مردمی که مقدمه ای بر نوع جدیدی از انقلاب ها می باشد، پس از خبر آزادی خانم آنگ سان سوچی رهبر مخالفان حکومت نظامی برمه موجی از امیدواری را در میان همه مردم جهان پدید آورده است و پایه های حکومتهای غیر مردمی را به لرزه در آورده است. حکومتهای غیر مردمی امروزه خوب می دانند که با افزایش سطح تحصیلات و آگاهی های عمومی و گسترش رسانه های خبری تلاش برای آرام نگاه داشتن مردم کاری سخت تر از پیش شده است.
هشدار به غربی ها
دولت تونس تا پیش از سقوط کشوری آرام با رشد نسبی اقتصادی مناسب بود که واحه ای دوست داشتنی برای کشورهای غربی به شمار می رفت. دولتهای غربی با گسترش روابط اقتصادی خود با دولت سابق تونس و عدم توجه به اصول دموکراسی و مشکلات اقتصادی مردم تونس و چشم پوشی از نقض حقوق بشر در این کشور، حال با سرعت تمام به حمایت از مردم تونس می پردازند. از دید غربی ها کشور اسلامی تونس که با گسترش سکولاریسم و آموزش و پرورش توانسته بود خطر افراطی گری مذهبی را در این کشور از بین ببرد الگویی مناسب برای سایر کشورهای منطقه به خصوص اعراب بود. اما نکته فراموش شده در دیدگاه غربی ها مردم تونس بودند. مردمی که در این میان فدای روابط اقتصادی غرب با دولتشان شده بودند و خود را مصداق بارز این جمله می دانستند که دموکراسی خوب است اما فقط برای غربیها.
حال با سقوط دولت واکنشهای دولتهای غربی را شاهدیم که به حمایت از مردم تونس برخواسته اند اما براستی تا پیش از جرقه انقلاب در کشور تونس دولتهای غربی چه نقشی را ایفا می کردند؟
آیا تنها مبارزه رسانه ای و تبلیغ برای گسترش دموکراسی کافی می باشد؟ یا اینکه می بایستی تمام دول ناقض حقوق بشر و دموکراسی را در محدوده تحریم های بین المللی قرار می دادند و با آوردن فشار مضاعف در کنار مردم قرار می گرفتند. آیا به راستی تنها محکوم کردن عملکرد خشونت آمیز پلیس در برابر تظاهر کنندگان کافی می باشد. هر چند واکنشهای دول غربی و فشارهایی که بر دولت تونس پس از شروع حرکت مدنی مردم وارد کردند خوب و مناسب بود اما کافی نمی باشد. فدا شدن دموکراسی و حقوق بشر در پای منافع اقتصادی کشورها امری منطقی نمی باشد، هر چند در کوتاه مدت منافع دول غربی را تامین نماید.